HomeMeBaxBackDesign
تنهادرکلبه

صدای ترسناک

نصفه شب باچشم های گودافتاده ولب هایی که ازشدت ضعف سفیدشده وترک خورده بودندازجایش بلندشدتابه اتاق کوچک کلبه ی قدیمی برودزیراصدایی ازداخل آن می آمد.اسمش سارابود،بااینکه ازوقتی که ازپدرش جداشده بوددرجنگل زندگی می کردترس دردل اوجای خودراداشت.باآخرین قطره های نفت که دربشکه بودوآخرین چوب کبریت چراغ نفتی کوچکش راروشن کردوازدرچوبی که هنگام بازشدن صدای جیرجیرش درتمام کلبه پخش می شدوارداتاق شد.اتاق رابه دقت وارسی کردوسرانجامخفاش سیاهی راکه سروته به سقف چسبیده بودیافت.خفاشهااکثراوقات به خصوص شبهاازغارنزدیکی کلبه وازطریق پنجره ی بدون شیشه واردآن می شدند.ساراازخفاش ها ترسی نداشت پس به اتاق بزرگ بازگشت،چراغ نفتی راخاموش کردوتوی جای خوابش که بابرگهای پاییزی وکاه توسط پدرش ساخته شده بوددرازکشیدوفورا"به خواب عمیقی فرورفت اودرخواب به رویاهایش می اندیشید.                                                                                            

این داستان نوشته ی خودمه وادامه داره خواهشا"کپی(copy)نکنید. 

 


Smile iCons

ClassiC iCons

Classic iCons

آیکون های آقای سبیل

آیکون های آقــای ســبیل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

آیکون های آقای سبیل

آیکون های آقای سبیل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آیکون های آقــای ســبیل

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

آیکون های آقــای ســبیل

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

آیکون های آقای سبیل

آيکون هاي آقــاي ســبيل

Âí˜æä åÇí ÂÞÜÜÇí ÓÜÜÈíá

آيکون هاي آقــاي ســبيل

هدایت به بالا

کد هدایت به بالا


ツCode style picturesツ
http://bo3e.com/wp-content/uploads/style-ax-cod.gif