خاطرات تنهایی(چهارم)

کپی ممنوع.مرسی  ღ♥ღ تنهایـﮯ های نمنــاک من ღ♥ღ

 

امروز شروع تنهایی های نمناک من بود،

این را وقتی فهمیدم که دنیایم از باران اشک پر شد

و این طور بود که سیل تنهایی هایم جاری شد

و از امروز تمام خاطراتم نمناک می شوند؛

از گریه...

از بی وفایی... 

امضا:کیمیا

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
رها

[نیشخند] اوووووف چ عاشخااااانه! [گل]

علی

امروز معلم عشق گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ! مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند . گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد …....!! ikissyou.persianblog.ir[گل]

بیتا

ای بابا چرا؟[ناراحت][افسوس]

bitapasha

یعنی تو عاشق شدی؟؟؟؟؟ یا همینطوری یه چیزایی مینویسی؟؟؟؟

علي

میرود و پشت سرش آب نمیریزم هوای رفتن دارد دریا هم به پایش بریزم بر نمیگردد... ikissyou.persianblog.ir/ آپ جديد دارم حتما بيا و نظر بده،،قسمت بالاي وبمو نگه كن[قلب]

نیوشا

آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟ چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…

mr.j

نانایی به وبم بیا