روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم!
چتر نداشتیم
،
خندیدیم ،
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
،
چتر آورده بودی!
من غافلگیر شدم!
سعی می‌کردی من خیس نشوم
،
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود...

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
،
حوصله نداشتی سرما بخوری ،
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد...

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی...
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم!

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!

/ 5 نظر / 10 بازدید
بیتاپاشا

کیمیا عاشق شدی آیا??? عالی بود آپم بیا

سجاد

عالی بود من بودم روز اولم نمیرفتم...

محمد

[گل]سلام بهت تبریک میگم وبت خیلی قشنگه! اینایی که مینویسی مخاطب خاص داره عایع؟ یا صرفا جهت کپیه؟ وقتی آپ کردی بهم خبر بده

ژیلا

درد دارد... وقتی با نسیمی برود... کسی که به خاطرش به توفان زده ای...